

داستان کوتاه «دانشجو و استاد»
مجموعه: داستانهای خواندنی (۲)
دانشجو و استاد
دانشجویی به استادش گفت: استاد! اگر شما خدا را به من نشان بدهید عبادتش می کنم و تا وقتی خدا را نبینم او را عبادت نمی کنم.استاد به انتهای کلاس رفت و به آن دانشجو گفت: آیا مرا می بینی؟دانشجو پاسخ داد: نه استاد! وقتی پشت من به شما باشد مسلما شما را نمی بینم.استاد کنار او رفت و نگاهی به او کرد و گفت:تا وقتی به خدا پشت کرده باشی هرگز او را نخواهی دید…
منبع: asriran.com