
پیامک های عاشقانه بخش ۴۸۶
” مــــنــم ؛
درخــتـی کـه بـرگ هــایــش را ریــخــت
تـا، تــــــو
مـاه را از مـیـان شـاخـه هـایـش تـمـاشـا کـنـی … ! ”
, علیرضا روشن , ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️ ” دُرُســت مـثـلِ یـک بـرکـه،
آرام و ســاکـتـم ایــن روزهــا
سـنـگ نــیـنـداز و آشــوبـم نــکـن!
فــقـط بــگـذار، عـکـسـت آرام و نــرم
در دِلَــــــم بــیُـفـتـد … ! ”
, فاطمه حق وردیان , ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️ دخــتــر بـــچــه : دوسِـــتــــــ دارم
پــســر بـــچــه : مـــثــل آدم بــزرگــــــا ؟
دخــتــر بـــچــه : نـــــــه … راستـــــــکی ..! ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️ مثل قالی نیمه تمام…ب دارم کشیده ای!!!یا ببافم…یا بشکافم…اول و آخر که به پای تو می افتم… ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️ از ییلاق قشلاق دلت
شعبه ی خزر شد چشمانم…
لنگر بینداز !
می خواهم از بوسه هایت پیاده شوم… ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️ بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی؟
دستهایم تا ابد تنهاست ، می دانی؟
آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو
زیستن یک لحظه هم ، بی جاست ، می دانی؟
هعـی . . . ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️ من عقابی بودم که نگاه یک مار
سخت آزارم داد
بال بگشودم و سمتش رفتم
از زمینش کندم
به هوا آوردم
آخر عمرش بود که فریب چشمش سخت جادویم کرد
در نوک یک قله آشیانش دادم که همین دل رحمی چه بروزم آورد
عشق جادویم کرد
زهر خود بر من ریخت
از نوک قله به زمین افتادم
تازه آمد یادم من عقابی بودم
بر فراز یک کوه آشیان خود را به نگاهی دادم…… ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️ کودک درونم هرچند بازیگوش باشد با احساس کسی بازی نمیکند… ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️ دیروزساعت ۷(یکشنبه۳آذر)رفتم دانشگاهشون میخواستم ازپشت برم دستم بزارم روشونش بگم سالروززمینی شدنت مبارک فرشته…
امادیدم یدفه بایه پسردیگه دست دردست هم دارن خرامیده خرامیده راه میرن میخندن
عشق به گریه افتادتابه من …
کاش وقتی اول ابتدایی بودیم درکنارآب بابانان داد اینم یادمیدادن که عشق دروغ است ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️ پسری که خاطر خواه میشه .. نا خود آگاه سر به زیر میشه ..
دلش نمیاد کس دیگه ای رو نگاه کنه ..دلش نمیاد حرف عشقشو پیش هر کس و ناکسی بزنه ..
بگی نگی ساکت تر از قبل میشه ..ولی خوب که دقت کنی . چشماش برق میزنه ..
وقتی یکی اسم عشقشو به زبون میاره ..
لایک کن به سلامتی پسرا ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺷﺘﯽ ﺑﻬﻢ ﺯﺩﯼ، ﺑﻪ ﻧﻔﺮ ﺑﻌﺪﯼ ﮐﻪ ﺭﺳﯿﺪﯼ ﻧﮕﻮ ﺭﺍﺑﻄﻤﻮﻥ ﺩﺭ ﺣﺪ ﭼﻨﺪﺗﺎ ﻣﺴﯿﺞ ﺑﻮﺩ!
ﻣﺜﻞ ﻣﺮﺩ ﻭﺍﯾﺴﺎ ﺑﮕﻮ :ﺍﻭﻥ ﻟﻌﻨﺘﯽ ﻋﺸﻘﻢ ﺑﻮﺩ، ﺍﻭﻥ ﻋﻮﺿﯽ ﺗﻤﻮﻡ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﺑﻮﺩ، ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭﻟﯽ ﻟﯿﺎﻗﺖ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﺭﻓﺖ… ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️ رفتم، که داغ بوسه ی پر حسرت تو را با اشک های دیده ز لب شستشو دهم
رفتم که ناتمام بمانم در این سرود
رفتم که با نگه بخود آبرو دهم ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️ اسمت را موج میبرد
خودت را کشتی
موهایت را باد
و یادت را …
دفتــر گــم شــدهام! …
اسمم را
سنگی نگه میدارد
خودم را گوری
و یــادم را …
مهم نیست! …
_ناصر تمیمی_ ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️ من…. مردی پر از غرور …پر از حس مردانه… پر از ارزوهای بزرگ…
اما ببین چه کودکانه دست به دامن نگاهت شده ام
تو کنارم باشی با غرور مردانه دستتو میگیرم و به ارزوهای بزرگم میرسم ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️ حرفاش
رفتاراش
حرکاتش
همه نیاز به یه دایره المعارف دارن تا معنی انها را بفهمم…
اما نه دایره المعارف معین و نه دهخدا ونه…!
اون دایره المعارفی که حاصل یه عمر زندگیه! ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️ ﺍﺯ ﺧـﻮﺏ ﻫﺎ ﺑـﯿـﺸـﺘﺮ ﻣـﯿﺘﺮﺳــﻢ …
ﯾﻚ ﺭﻭﺯ ﺗــــــــﻮ ﺧــﻮﺏِ ﻣــﻦ ﺑـﻮﺩﯼ … ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️ ویـــژه Kian
تـنـهـام امـا اون شـبـا تـو خـوابـمـه
تـنـهـام امـا اون تـو خـواب اشـکـامـو پـاک مـیـکـنـه
تـنـهـام امـا تـو خـواب سـرم رو شـونـه شـه
تـنـهـام امـا تـو خـواب بـا مــن مـیـخـنـده
خـنـده هـای اَ تـه دل
تـنـهـام امـا تـو خـواب مـالِ منـه.. مـالِ خـوده خـودم
سـهـم مـن از دنـیـا خـواب هـای پـریـشـونـه
رویــــــــــــاهـای بـی سـرانـجـامــه
مــی بـیـنـی چـقـد خـوشـبـخـتـم ..
حـداقـل شـبـا تـو خـواب دارمــــــت.. ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️ ای سینه در حرارت سوزان خود بسوز
دیگر سراغ شعله ی آتش ز من مگیر
میخواستم که شعله شوم سرکشی کنم
مرغی شدم به کنج قفس بسته و اسیر ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️ رفتم که گم شوم چو یکی قطره اشک گرم
در لابلای دامن شبرنگ زندگی
رفتم که در سیاهی یک گور بی نشان
فارغ شوم از کشمکش و جنگ زندگی ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️