
پیامک های عاشقانه بخش ۵۹۹
برای تو مینویسم
برای تو برای تویی که تنهایی هایم پر از یاد توست…
برای تویی که قلبم منزلگه عـــشـــق توست …
برای تویی که احساسم از آن وجود نازنین توست …
برای تویی که تمام هستی ام در عشق تو غرق شد…
برای تویی که چشمانم همیشه به راه تو دوخته است…
برای تویی که مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاک خود کردی…
برای تویی که وجودم را محو وجود نازنین خود کردی…
برای تویی که هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است…
تویی که سـکوتـت سخت ترین شکنجه من است…
برای تویی که قلبت پـاک است …
برای تویی که در عشق ، قـلبت چه بی باک است…
برای تویی که عـشقت معنای بودنم است..
برای تویی که غمهایت معنای سوختنم است…
برای تویی که آرزوهایت ، آرزویم است… از ای جایی که من هستم
تمام شهر معلومه
کنارم خیلیا هستن
دلم پیش “تو” آرومه…. دور جای بوسه رو روی صورتم خط کشیدم تا
تا … تا لااقل خاطره ی گرمای لبت را فراموش نکنم
به سلامتی کسایی که عشقشون زیر خاکه چقدر عالیه تمرین رقص برای پایکوبی روز
عروسی با کسی که عمری با تو خواهد بود
برای تو خواهد بود.
عشقم برای رقصیدن با تو
هر روز لحظه شماری میکنم خـَسـتــــــــه اَم …
از داشــتـــَنــــی کــه،،
هــیـــچـــــــــــــــــوَقــتــ ــــــ ـــــــ بـرایـــَم نـیـسـتــــــــــی…
من هنوز نگرانتم
وقتی ک بارون میباره
نکنه اون ک باهاته یه روزی تنهات بذاره
من هنوز نگرانتم
رفتی تنهایی ک چی شه؟
یکی اینجاست ک مردن
واسه ی تو زندگیشه!!! از وقتـی رفت ” ی ” ..
سـیگار ” م ” را با سـیگار ” م ” روشـن کردم .. وقتی تو نیستی تنها میمونم
از همه دنیا دست میکشم
جای دوتامون گریه میکنم
جای دوتامون نفس میکشم!
این ک اسمش”زندگی” نیس
من بدون تو “دیوونه ام”
.
.
ب افتخار “فرزاد فرزین” بزن لایک قشنگه رو!:) تنها لحظه ای ک بهت فکر نمیکنم وقتیه ک تو چشمات نگاه میکنم چون دیگه عقل و هوشی برای فکر نمیمونه
راست میگن از دل برود هرآنکه از دیده برفت
با هر پلک زدنم صورت توئه ک جلو چشامه
ヅ₣ӃὯϨϯ_Дƞ₲Э₤ シ بی تابم نمیشوی…
بیقراری نمیکنم….
فراموشیمان مبارک…
خداحـــ ــ ــافظ فرقی نمیکنه
حکم چی باشه رفیق!!!
تو همیشه لازمی… به چشمان مهربان تومینویسم حکایت بی نهایت عشق را تابدانی که محبت وعشق رادرچشمان تواموختم وباتواغاز کردم به پاکی چشمانت قسم که تاابددوستت دارم
نـگــُـذاز بـــرَوَمـــ ـــ ــــ ..
جـــادو کـــــُـــن
سَــنــگ کـــــُــن مـَـــــــرا… من امیدی رادرخودبارور ساخته ام،تاروپودش راباعشق توپرداخته ام،مثل تابیدن مهری دردل مثل جوشیدن شعری ازجان مثل بالیدن عطری درگل جریان خواهم یافت(فریدون مشیری)
سـَـربـسـتــــه و بــی پـَــرده بــگـــویــَــم:
♥تـــو♥ زَخــمِ دِلــــــــخــواهِ مــَـنـــی… کاش میتوانستی بفهمی که مشکلات ذهن بهم ریخته ی من بسیار جدی تر از پای کسی دیگر در میان بودن است …
یک شبی مجنون نمازش راشکست،بی وضو درکوچه لیلا نشست،عشق انشب مست مستش کرده بود،فارغ ازجام الستش کرده بود،گفت یارب از چه خارم کرده ای،برصلیب عشق دارم کرده ای،مرداین بازیچه دیگرنیستم،این تو ولیلای تو من نیستم،گفت ای دیوانه لیلایت منم،در رگت پیدا وپنهانت منم،سالها با جور لیلا ساختی، من کنارت بودمو نشناختی.
عشق گاهی از درد دوری بهتر است…
عاشقم کردی ولی گفتی صبوری بهتر است…
توی قرآن خوانده ام یعقوب یادم داده است…
دلبرت وقتی کنارت نیست کوری بهتر است… رقیبم برد …..
چون من جونمو براش گذاشتم اما اون تنشو ……
لایک : زخم خورده هاش