
پیامک های عاشقانه بخش ۶۱۱
بگو تمام تـــــــــو مال مــــن است
دلــــــــم میخواهد
حســـادت کنم به خـــــــودم… از استخوانم برایت قلمی می سازم و از خونم مرکب تا برایت بنویسم دوست دارم.
اخم های تو بالاترین لذت دنیاست…
ای بهانه تمام لوس شدن های من! دوستت دارم مثل دیروز مثل امروز تاته فردا! انچه زیباست عزیز نیست انچه عزیز است زیباست و تو زیباترینی
شایدبهترین لحظه دنیا متعلق به لحظه ای است که دلمان هوای همدیگر را میکند.
” ویــژه مــســیــحـــا ”
یــه وقــتــایــی آرزو مــیــکــنــی ….
لـــبــه ی یــه دره ی عــمــیــقــی واســتــاده بــاشــی و بـــگـــی بــه خــاطــره خــوشــبــخــتــی
عــشـــقــم …..بــعــدش خــودتــو پــرت کــنــی تـــه دره …..
خــیـــلــی حــرکــتـــ قــشــنــگــیـــه نـــَــ !!!
لایــک = دیــوونــه … #یه عاشقانه ی آرام#
تویه شب دوبار خواب تورو دیدن. . .
فقط ثابت میکنه که من چقدر خوش خیالم. . .
چی بگم. . .
^_^ همیشه داشتن بهترین ها به ادم غرور میده!!!
من مغرور ترینم !
چون عزیزم بهترینه! بــــــاور کن خیلی حـــــــرف است
وفـــــــــادار دســـــــــت هایی باشی ،
که یکبار هم لمســـــــشان نکرده ای… برای من (مهر) درنگاه توست نه اولین ماه پاییز…
دو خط موازی همدیگر را می بوسند
اگر …..
پای عشق در میان باشد…..
از فاصله چه میگویی؟! من…
با همه فرق دارم!!!
چون…
چون من “تو” را دارم…!! لحظه های با تو بودن از عمرم حساب نمی شود.
از آخرت حساب میشود…
از بهشت… سینه از آتش دل در غم، جانانه بسوخت
آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت
تنم از واسطه ی دوری دلبر بگداخت
جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت بنفشه طره مفتول خود گره می زد
صبا حکایت زلف تو در میان انداخت
ز شرم آن که به روی تو نسبتش کردم
سمن به دست صبا خاک در دهان انداخت شراب خورده و خوی کرده می روی به چمن
که آب روی تو آتش در ارغوان انداخت
به بزمگاه چمن دوش مست بگذشتیم
چو از دهان توام غنچه در گمان انداخت مثل ی دیوار آجری فرو میریزه دلم و من افتادن تک تک آجر هاشو حس میکنم ک تنمو میلرزونه وقتی…
وقتی فکر نداشتنت از جلوی ذهنم گذر میکنه
ヅ₣ӃὯϨϯ_Дƞ₲Э₤ シ “عاشق”را که بر عکس کنی میشود”قشاع” لغت نامه ی دهخدا را که باز کردم نوشته بود:قشاع یعنی:
دردی که آدم را از درمان مایوس میکند…… چشم به در دوختنم که بی فایده بود….
بی معرفت حداقل در خواب جایم نگذار!