
پیامک های عاشقانه بخش ۷۳۸
دو قلب در گذر از سیاهی شب به دام عشق در میفتند…..دوقلب که هیچگاه فرصت دیدارشان نیست……….. من خیلی وقته کارت قرمزمو گرفتم
فقط دارم اروم اروم زمینو ترک میکنم
واسه وقت کشی…. :(((( دیده ای شیشه های اتومبیل را وقتی ضربه ای می خورند و می شکنند ؟!
دیده ای شیشه خرد می شود ولی از هم نمی پاشد ؟!
این روزها همان شیشه ام؛ خرد و تـکه تـکه،
از هم نمی پاشم ولی شکستـه ام . . . خــیـــلــی ســـخـــتــه کــه بــفــهــمــی یــکـــی بــه تـــو خــیــلــی عــلاقـــه داره امــا تــو هــمــون قــدر عــلاقــه رو بـــه یـــکـــی دیگــه داری!
چه قانون ناعادلانه ای……
برای شروع یک رابطه هردوطرف بایدبخواهند….
اما…..
برای تمام شدنش همین که یک نفربخواهدکافیست… حس بودنت قشنگترین حس دنیاست.
توکه باشی…
هرروز را…ن!
هرثانیه را…عشق است. تورا چه به فرهاد؟
یک فرهاد بود و یک بیستون عاشقی !
تو همین یک وجب دیوار را بردار. . .
من باورت می کنم ~~~ سوگلی ~~~
درد داره…درد داره درست وقتی که میخوای فراموشش کنی همه شبیهش میشن…
(هی من نمیخوام تو این قسمت پست بذارم نمیذارید!) ازگدایی پرسیدند:بدبخت ترازتوکسی هست؟خندیدوگفت:آری..عاشقی که به عشقش نرسد!
روی قبرم بنویسید:
عین نخودچی های ته آجیل بود
وقتی هیچ چیز دیگه نبود
اومدند سراغش…! خانه را عوض کردم عزیز َم … ،
جای ِ همه چیز عوض شده … ،
جز …
گریه های ِ روی ِ بالش َم … شیرین ترین لبخند اون لبخندیه که…
وقتی می خوای بهش اس ام اس بدی…
یه دفعه خودش اس ام اس میده…!!! قول میدهم بشوم همان دخترک شلوغ و پرهیاهو…..
وقتی کسی را یافتم که لایق خانومی هایم باشد…! ..و آبی…
…
…. یـه جــــــــــــــــــایی هستـــــــــــــ…
…………………………………………… وقتـــــــــــــــی رسیـــــــــــــــــــدی::
… لبخنــــــــــــــــــد بـــــــــــــــــزن …
………………………………………… شــــــــــــــــاد بـــــــــــاش…
….. و محـــــــکم قــــــــــــــــــــــــــدم بـــــــــــــــــــــــــــــــردار..
…
….. تــــا مبـــادا بفهمــــــــــــــــــــــند … کــه غـــــــــــــــــــــــــــمِ
……….. نبــــــــــــــــــــودنـــــــــــــــــــــش پیــــــــــرَتـــــــــ کـــــرده..!
..
… باز یه بغضی گلومو گرفته،باز همون حس درد جدایی…من امروز کجامو،تو امروز کجایی،،،تو از قبله من گرفتی خدارو،کجایی ببینی یه شب حال ما رو؟………………….
رفتن بهانه نمی خواد…
همینکه بهانه ماندن تمام شود
کافیست….. با هم ک قدم می زنیم
حسودی اش می شود آفتاب
نه ک هیچگاه
قدم نزده است با ماه!!! ساعتهای نبودنت روی مچم بسته نمیشوند
حلقه می شوند دور گردنم… هیچ اتفاقی قرار نیست بیفتد
اما؛
دل است دیگر….
همیشه منتظر میماند….